فاطمه جان احمدى
254
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
2 . كشورهاى داراى ناهمگونى مذهبى و اشتراك زبانى : اگرچه دين اسلام در برخى از كشورها رسميت دارد ، تنوع فرقهاى و تفاوتهاى مذهبى ميان آنها بسيار است . براى نمونه ، كشورى چون مصر با وجود رسميت داشتن زبان عربى ، يك تقسيم ساده درونفرقهاى در آن وجود دارد ؛ « 1 » بدين بيان كه همواره ميان اكثريت سنى ( 90 % ) و اقليت قبطى ( 10 % ) با وجود زبان عربى واحد و آداب و رسوم مشترك ، نزاعى ممتد وجود داشته است . كشور ديگرى چون جمهورى عربى يمن نيز داراى اختلافات برونفرقهاى ساده است . در اين ميان ، كشورهايى هستند كه با داشتن تقسيمات درونفرقهاى و برونفرقهاى چندگانه ، اختلافات عميقى دارند ؛ كشورهايى مانند عربستان و شيخنشينهاى خليجفارس و يا سوريه و لبنان با داشتن فرقههاى مختلف مذهبى اعم از سنى و شيعه و مسيحى و يهودى ، همواره از اين اختلافات آسيب جدّى ديدهاند . شايان ذكر است جمعيت مسلمان اين كشورها تنها به دو مذهب بزرگ شيعه و سنى تقسيم نمىشوند ، بلكه فرقهها و اقليتهاى متعدد ديگرى نيز هستند كه يا گرايشهاى شيعى چون زيدى ، اسماعيلى و علوى دارند و يا از شاخههاى اهلسنت چون مالكى ، شافعى و حنبلى به شمار مىروند . 3 . كشورهاى ناهمگون زبانى مذهبى : كشورهايى چون عراق ، سودان و يا فلسطين اشغالى داراى اختلافات مذهبى عميق و ناهمگونى زبانى فراوانى هستند . براى نمونه ، در عراق سه گروه بزرگ فرهنگى وجود دارد : كردهاى سنى ( 20 % ) ، عربهاى سنى ( 25 % ) و عربهاى شيعه ( 55 % ) . « 2 » با اينكه شيعيان دو برابر عربهاى عراق را تشكيل مىدهند ، در صحنههاى سياسى تاريخ عراق حضور كمترى داشتهاند . اين در حالى است كه اقليت عرب سنىمذهب از زمان عثمانىها رهبرى عراق را بر عهده داشتهاند . همين نحوه حضور در عرصه سياسى و اجتماعى موجب شده است عربهاى شيعه در توزيع جغرافيايى عمدتاً در روستاهاى فقيرنشين جنوب عراق متمركز شوند و سنىها با دسترسى به مشاغل صنعتى در شهرها زندگى كنند . از بررسىهاى به عمل آمده مىتوان دريافت كه يكى از مهمترين موانع جدى وحدت عراق ، كُرد زبانان هستند كه بارها به همين دليل مورد بىمهرى حاكمان عراق قرار گرفتهاند . تاريخ عراق مشحون از سركوب شورشهاى كُردزبانان و تخريب روستاها و قتل عام دستهجمعى آنهاست . در طى جنگ تحميلى عراق عليه ايران دهها هزار نفر از آوارگان كُرد كه جان سالم بهدر برده بودند ، به
--> ( 1 ) . همان ، ص 206 . ( 2 ) . همان ، ص 214 .